تبليغاتX
بی سرزمین تر از باد
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
ترجمه قالب

انجمن سایت
بی سرزمین تر از باد 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  ترجمه قالب

  انجمن وبلاگ

  وضعيت در ياهو



مدیریت


موضوعات

کامپیوتر
مطالب جالب
شعر
متفرقه
موبایل
دانلود فایل
درباره خودم
بیوگرافی
MP3 Lyrics
Brands History

 

لینک ها

گالري قالب وبلاگ
شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان
بیوگرافی رایسا آوانسیان خواننده مسیحی مورد علاقه من
اولین وب سایت مسیحی در ایران
وب سایت رسمی هواداران محسن چاوشی
کنکور کاردانی به کارشناسی (کامپیوتر)
کاردانی به کارشناسی کامپیوتر

 

لینکدونی
سایت آموزشی و تفریحی
سایت تخصصی موبایل
ديدنيها و شنيدنيها
لیست وبلاگهای بروز شده
آسانترین و سریعترین روش یادگیری انگلیسی
پژواک خاموش
دل زده
سرزمین جاوید
سایتی برای ایرانیان
سلاطین آواز ایران
توپ ترین وبلاگ
آی تی نوشت (دات کام)
سه هزارو یک نکته تا به تا
قهوه تلخ
موسسه زبان ایران کانادا
چکیده ای از تازه ترینها
آی تی نوشت (دات آی آر)
محبوبه شب

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :

بیوگرافی جیمز آلن هتفیلد پادشاه متال

 

قد : 1.85 ، وزن :81 کیلو ، موهای بلوند و چشمان آبی

وظیفه : خواندن و نواختن گیتار

وظعیت تاهل : متاهل در 17 آگوست 97 ، سه فرزند

متولد : سوم آگوست 1963

نوشیدنی مورد علاقه :

Coors Light, Pacifico, Bombay Gin Martinis:

غذای مورد علاقه : غذاهای مکزیکی ، آبجو

تیم ورزشی مورد علاقه : لوس آنجلس رایدرز

قبل از متالیکا : در گروههای زیر کار میکرد

Obsession, Phantom Lord, Leather Charm

قبل از موسیقی : اشتغال در چاپخانه ، دربان مدرسه و راننده

تفریحات : شنا ، شکار ، مطالعه رمان

گروههای مورد علاقه :

Black Sabbath, Motorhead, Ted Nugent

قهرمانهای مورد علاقه :

Older brother David, Clint Eastwood

اولین کنسرت : کنسرت < ارو اسمیت > در کالیفرنیا 1978

توصیف از خود : قدرتمند ، مورد اعتماد ، سمج

 

--------------------------------------------------------------------

 

"در بین گونه‌های متنوع موسیقی تنها گونه‌ای که منتقدان بسیاری جلوش می‌ایستند و عقیده‌ی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی می‌گذارد و انسان‌ها را به جنون‌های آنی، ناهنجاری‌های روانی و نهایتا خودکشی می‌کشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونه‌های خشن‌تر ِ موسیقی ِ راک است."
 
 

منبع : www.metalliran.com

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/03/06 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
تاریخچه نایکی

 
نایکی که امروزه به عنوان یکی از بزرگترین تولید کنندگان پوشاک و تجهیزات ورزشی در جهان شناخته می شود، اصلا" در سال 1962 توسط Bill Bowerman و Philip Knight تحت نام Blue Ribbon Sport در ایالات متحده آمریکا تاسیس شد.

هدف از راه اندازی این شرکت توسط باورمن و نایت، وارد کردن کفشهای ورزشی ارزان قیمت از ژاپن به آمریکا بود. در آن زمان کفشهای آلمانی به خصوص آدیداس صنعت کفش سازی آمریکا را تسخیر کرده بود. یکسال بعد از تاسیس شرکت و وارد کردن کفش از ژاپن به آمریکا، Blue Ribbon Sport توانست تا کفشهای ژاپنی Onitsuka Tiger که امروزه بنام ASICS شناخته می شوند را در آمریکا شناسانده و بازار خوبی برایش فراهم سازد.

                  ‌Bill Bowerman موسس نایکی

پس از فروش خوب محصولات Tiger، باورمن به این فکر اقتاد تا طراحی کفشهای Tiger را بهبودسازی کند و آن را با سلایق آمریکایی منطبق سازد. پس او شروع به طراحی مجدد شکل کفشهای Tiger کرد و اتفاقا" از طراحی جدید نیز استقبال نیز شد. در موازات این عمل، نایت نیز به بازاریابی بیشتر و گسترده تر پرداخت و در مناطق و کشورهای دیگر سعی کرد تا کفشهای خود را بفروشد که او نیز در این امر موفق بود. او از جف جانسون (Jeff Johnson) که مدیر فروش بود کمک گرفت. جانسون در امر فروش و بازاریابی بسیار فعال بود و توانست مقدار زیادی از کفشهای این شرکت را به دبیرستانی ها و جوانان آمریکایی بفروشد.

در سال 1971 آنها به ابن فکر افتادند تا نام شرکت را عوض کنند. آنها نام نایکی (Nike) را انتخاب کردند. این نام نامی یونانی است که به معنی خدای "پیروزی" در یونان شناخته می شود. نام جدید، علامت جدید نیز لازم داشت. برای طراحی علامت آنها از کارولین دیویدسون (Carolyn Davidson) که آن زمان دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه هنر پورتلند (Portland) کمک گرفتند. علامت نایکی را خانم دیویدسون فقط با دریافت 35 دلار آمریکا برای آنها طراحی کرد.


پس از تغییر نام شرکت، خود شرکت نیزبا تغییرات بزرگی مواجه شد. ایجاد خط تولید جدید و تولید مستقیم از این تغییرات بود. با گذشت سالها به محصولات و گستره تولید آن نیز اضافه می شد. اما محصولات جدید فقط شکل و روی جدید نداشتند، بلکه کارایی های آنها نیز به روز می شد. برای مثال در سال 1978 نایکی، تکنولوژی Air خود را مرفی کرد. این تکنولوژی از یک پلاستیک پر از گاز در کفه کفش استفاده می کرد که این پلاستیک باشتی شکل باعث می شد تا کف کفش نرم تر شود.

در سال 1986 سود شرکت نایکی از یک میلیارد دلار هم بیشتر محاسبه شد. با پیشرفت این شرکت، مسوولان آن به فکر گسترده کردن محصولات و شعب آن در سراسر جهان افتادند و سعی کردند تا تقریبا تمام وسایل و پوشاک وزرشی مربوط به ورزشهای پرطرفدار نظیر بسکتبال و فوتبال را تولید کنند.

در اواخر دهه 80 نایکی شعار "Just Do It!" را برای خود برگزید و آنرا به عنوان شعار تجاری در انحصار خود در آورد.


در سال 1999، بیل باورمن در سن 88 سالگی درگذشت. در سال 2004 نیز مدیر اجرایی این شرکت عوض شد. نایت که 66 سال سن داشت خود را از پست مدیریت اجرایی بازنشسته کرد و جایش را به ویلیام پرز (William Perez) داد.

امروزه نام نایکی و محصولات ورزشی آن تقریبا" برای هیچ ورزشکار و ورزش دوستی نا آشنا نیست. فروشگاه های نایکی که به نام نایکی تاون (Niketown) شناخته می شوند، در اکثر شهرهای مطرح دنیا آماده فروش آخرین محصولات این شرکت هستند.

منبع: netsport-magazine

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/27 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
Puma History

 

 

Rudolf Dassler started Puma in 1948, once he left his brother Adi at Adidas. Puma started as a German based company making shoes and apparel, and the headquarters was located in Herzogenaurach, West Germany. The Puma "Atom" also hit the market in 1948, and ten years later the "Formstripe" hit the market. Later on Puma produced more appealing styles like the, soccer shoe the "King" and the popular "Suede" aka the "Clyde". Both styles were seen in the World Cup worn by Eusebio da Silva Ferreira and in the Olympics worn by Lee Evans and Thomas Smith.

 

Rudolf passed in 1974 of lung cancer, and his son ran the company. In 1989, Armin and Gerd Dassler sold Puma to Cosa Liebermann for a unknown amount. Since Puma was seen on the soccer field many years ago it’s still very popular with the players and fans. Puma offers tons of styles to pick from and with the basic look they never go out of style. Puma will be around for a very very long time.

 

Puma’s are most likely the most slept on brand in the "Shoe Game", and most Puma collectors are not in the US. The Puma collectors are mainly those that grew up during the "Break Dancing" era and people outside the US. Although the younger generation may think Puma is wack, you gotta have mercy on them because they’re just too young to understand. If you know Puma, you know there would be no "Shoe Game" without them and that’s that!!!

 

Source: theshoegame.com

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/22 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
Lady In Red Chris de Burgh

I've never seen you looking so lovely as you did
tonight I've never seen you shine so bright I've
never seen so many men ask you if you wanted to
dance They're looking for a little romance Given
half a chance And I've never seen that dress
you're wearing Or that highlights in your hair
That catch your eyes I have been blind

The lady in red is dancing with me Cheek to cheek
There's nobody here It's just you and me It's
where I wanna be But I hardly know this beauty by
[ Find more Lyrics at
www.mp3lyrics.org/pT ]
my side I'll never forget the way you look tonight

I've never seen you looking so gorgeous as you
did tonight I've never seen you shine so bright
you were amazing I've never seen so many people
want to be there by your side And when you turned
to me and smiled it took my breath away And I have
never had such a feeling such a feeling Of
complete and utter love, as I do tonight

The lady in red is dancing with me Cheek to cheek
There's nobody here It's just you and me It's
where I wanna be But I hardly know this beauty by
my side I'll never forget the way you look tonight

I never will forget the way you look tonight The
lady in red My lady in red I love you

منبع: Lyrics

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/14 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
Hotel California

On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night
There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
'This could be Heaven or this could be Hell'
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year, you can find it here

Her mind is Tiffany-twisted, she
got the Mercedes Benz
She got a lot of pretty, pretty
boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget
[ Find more Lyrics at
www.mp3lyrics.org/ar ]

So I called up the Captain,
'Please bring me my wine'
He said, 'We haven't had that spirit
here since nineteen sixty nine'
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
They're livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise, bring your alibis

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said 'We are all just
prisoners here, of our own device'
And in the master's chambers,
They gathered for the feast
They stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast

Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
'Relax,' said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
but you can never leave!

منبع : Lyrics

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/14 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
Ring my Bells

Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..

Sometimes you love it,
Sometimes you don't
Sometimes you need it then you
don't, then you let go..

Sometimes we rush it,
Sometimes we fall
It doesn't matter baby we can
take it real slow..

'Cause the way that we touch is
something that we can't deny,
And the way that you move oh,
you make me feel alive
Now come on

Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..

You try to hide it,
I know you do
When all you really want is
me to come and get you
You move in closer,
I feel you breathe
It's like the world just disappears
when you around me, oh

'Cause the way that we touch
is something that we can't
deny, oh yeah
And the way that you move, oh
[ Find more Lyrics at www.mp3lyrics.org/a7 ]
you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..

I say you want,I say you need
I can tell by your face you love
the way it turns me on
I say you want, I say you need
I will do what it takes, I
would never do you wrong

'Cause the way that we love is
something that we can't fight,
oh no
I just can't get enough, oh
you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..

I say you want, I say you need
(Ring my bell, ring my bells)
(I can tell by the your looking at me )
(Ring my bell, ring my bells)
(I turn you on )
( Ring my bell, ring my bells)


Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..
I say you want I say you need
(Ring my bell, ring my bells)
(If you got what it takes we
don't have to wait)
(Let's get it on..)
(Ring my bell, ring my bells)
Get it on !


Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..

منبع : Lyrics

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/14 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
بیوگرافی کیانوریوز بازیگر محبوب من

 

كيانوريوز، هنرپيشه‌ پولداري‌ كه‌ در هتل‌ زندگي‌ مي‌كند

فيلمهايي‌ چون‌ (سرعت‌) و (ماتريكس‌) را كمتر كسي‌ است‌ كه‌ نديده‌ باشد. با اين‌ فيلمها بود كه‌ (كيانوريوز) به‌ اوج‌ شهرت‌ رسيد. او يكي‌ از برترين‌ هنرپيشه‌هاي‌ هاليوود شناخته‌ شده‌ است‌.
(كيانوريوز) علاوه‌ بر هنر پيشگي‌، يك‌ موسيقي‌دان‌ معروف‌ نيز به‌ حساب‌ مي‌آيد. او براي‌ چندين‌ فيلم‌ هاليوودي‌ آهنگ‌ ساخته‌ است‌. ريوز مهارت‌ زيادي‌ در ارائه‌ نقشهاي‌ مختلف‌ دارد... براي‌ مثال‌ هم‌ مي‌تواند در اجراي‌ فيلم‌هاي‌ كمدي‌ به‌ خوبي‌ بدرخشد و هم‌ از پس‌ فيلمهاي‌ اكشن‌ و جدي‌ بر آيد.
اين‌ هنرپيشه‌ چند مليتي‌ به‌ داشتن‌ خانه‌ و كاشانه‌ اهميتي‌ نمي‌دهد و جزء معدود هنرپيشه‌هايي‌ است‌ كه‌ توجهي‌ به‌ ماديات‌ دنيا نمي‌كند! و از تشريفات‌ دوري‌ مي‌كند. آنچه‌ در ادامه‌ خواهيد خواند، اشاره‌اي‌ به‌ زندگي‌ او خواهد داشت‌.

متولد بيروت‌
شايد برايتان‌ جالب‌ باشد كه‌ وي‌ در (لبنان‌) به‌ دنيا آمده‌ است‌! كيانو ريوز در دوم‌ سپتامبر 1964 در بيروت‌ لبنان‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ (ساموئل‌ نولين‌ريوز) محقق‌ زمين‌شناسي‌ بود. هر چند سال‌ يكبار به‌ كشوري‌ سفر مي‌كرد، لذا اين‌ خانواده‌ هنگام‌ تولد كيانو ريوز، در لبنان‌ سكونت‌ داشتند. مادر كيانو، (پاتريشيا لينلور) كانادايي‌ و طراح‌ لباس‌ و مو بود. پاتريشيا در لبنان‌ زندگي‌ مي‌كرد و يك‌ شب‌ در مهماني‌ ساموئل‌ را ديد و اين‌ ديدار منجر به‌ ازدواج‌ شد.
پدر بزرگ‌ كيانو اهل‌ (هاوايي‌) و مادر بزرگش‌ (ايرلندي‌) بود. وقتي‌ فراتر از آن‌ را بنگريم‌ در تاريخچه‌ زندگي‌ اجداد كيانو مشاهده‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اجداد وي‌ چيني‌ بوده‌اند، كه‌ به‌ آمريكا مهاجرت‌ كردند. نام‌ خانوادگي‌ آنها نيز توسط عموي‌ كيانو تعيين‌ شده‌ و ريشه‌ در فرهنگ‌ هاوايي‌ دارد.

كيانو طعم‌ بودن‌ در كنار والدينش‌ را به‌ خوبي‌ نچشيد، زيرا دو سال‌ بعد از تولد كيانو، والدينش‌ از هم‌ جدا شدند و كيانو تحت‌ سرپرستي‌ مادر قرار گرفت‌. آنها در سال‌ 1969 لبنان‌ را به‌ قصد (نيويورك‌) ترك‌ كردند. در آن‌ زمان‌ كيانو 5 ساله‌ بود.
مادرش‌ همان‌ سال‌ با مردي‌ به‌ نام‌ (پائول‌ آرون‌)، يكي‌ از كارگردانان‌ هاليوود ازدواج‌ كرد. اما اين‌ ازدواج‌ هم‌ نيز پايدار نبودو آنها درسال‌ 1971 از يكديگر جدا شدند. مادر تصميم‌ گرفت‌ به‌ سوي‌ زادگاه‌ خود (تورنتو) در كانادا نقل‌ مكان‌ كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ كيانو دوران‌ كودكي‌اش‌ را در تورنتو گذراند.
مادر كيانو در آنجا با (روبرت‌ ميلر) آشنا شد و درسال‌ 1976 با وي‌ ازدواج‌ كرد. حاصل‌ اين‌ ازدواج‌ دختري‌ به‌ نام‌ (كارينا ميلر) بود. اما اين‌ ازدواج‌ هم‌ عاقبت‌ خوشي‌ نداشت‌ و درسال‌ 1980 مادر كيانو از همسرش‌ طلاق‌ گرفت‌ و سپس‌ ازدواجي‌ ديگر در هاوايي‌ ثبت‌ شد... كيانو از اين‌ همه‌ آشوب‌ و از هم‌ گسستگي‌ خسته‌ شده‌ بود. لذا براي‌ اينكه‌ از محيط خانه‌ دور باشد دريك‌ رستوران‌ خود را مشغول‌ به‌ كار كرد. او در آنجا اسپاگتي‌ مي‌پخت‌ .همچنين‌ رو به‌ ورزش‌ اسكي‌ روي‌ يخ‌ آورد. و در تيم‌ مدرسه‌اش‌ مقام‌ اول‌ را كسب‌ كرد.


ناموفق‌ در تحصيل‌
او درتحصيل‌ موفق‌ نبود و در هر سال‌ رشته‌ تحصيلي‌ دبيرستانش‌ را تغيير مي‌داد. او در طي‌ پنج‌ سال‌، چهار بار مدرسه‌اش‌ را عوض‌ كرد. يكبار رو به‌ رشته‌ ادبيات‌ آورد. سپس‌ در رشته‌ تحقيق‌ دراديان‌ مشغول‌ به‌ تحصيل‌ شد، اما اين‌ درس‌ نيز او را راضي‌ نمي‌كرد. در نهايت‌ در مدرسه‌ هنرهاي‌ زيباي‌ نمايشي‌ مدرسه‌ كاتوليك‌ها ثبت‌ نام‌ كرد. حتي‌ نتوانست‌ در اين‌ رشته‌ هم‌ موفق‌ شود. در واقع‌ او هرگز ديپلم‌ دبيرستاني‌ نگرفت‌ و سرانجام‌ از مدرسه‌ اخراج‌ شد.
كيانو بعدها دليل‌ اين‌ سرگرداني‌ و اختلال‌ را از هم‌ پاشيدگي‌ خانواده‌ و كمبود محبت‌ ذكر كرد.

 ورود به‌ دنياي‌ هنر
كيانوريوز در تورنتو پس‌ از اينكه‌ از مدرسه‌ اخراج‌ شد، دركمپاني‌هاي‌ فيلمسازي‌ تبليغاتي‌ مشغول‌ به‌ كار شد. او براي‌ (كوكاكولا) فيلمهاي‌ كوتاه‌ تبليغي‌ ارائه‌ مي‌داد. البته‌ او از هنرش‌ در ورزش‌ اسكي‌ روي‌ يخ‌ در اين‌ گونه‌ فيلمها استفاده‌ مي‌كرد. كيانو به‌ اين‌ ورزش‌ بسيار مسلط بود. بعد از اينكه‌ درچندين‌ فيلم‌ تبليغاتي‌ شركت‌ كرد، تصميم‌ گرفت‌ قدمهاي‌ بلندتري‌ بردارد. او در سال‌ 1980 با اتومبيل‌ ولوي‌ قديمي‌ كه‌ قسطي‌ خريداري‌ كرده‌ بودراهي‌ لس‌آنجلس‌ شد. نزد ناپدري‌اش‌ (پائول‌ آرون‌) كارگردان‌ رفت‌ و توانست‌ دركمپاني‌ فيلمسازي‌ او كاري‌ دست‌ و پا كند.
او در سال‌ 1986 در فيلم‌ (لبه‌ رودخانه‌) نقش‌ كوتاهي‌ را ايفا كرد و استعداد و هنر بازيگري‌ خود را به‌ همه‌ نشان‌ داد. سپس‌ در فيلم‌ گزارش‌ دائمي‌ كه‌ موضوعش‌ خودكشي‌ جوانان‌ بود ايفاي‌ نقش‌ كردو درسال‌ 1989 موفق‌ به‌ ورود به‌ فيلمهاي‌ كمدي‌ شد. بازي‌ در (ماجراهاي‌ بيل‌ و تد) از موفقيتهاي‌ او در آن‌ دوران‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد. حالا ديگر او توانسته‌ بود خود را به‌ كارگردانان‌ هاليوودي‌ بقبولاند.
درسال‌ 1990 درفيلم‌هاي‌ پرخرجي‌ چون‌ (پونين‌ بريك‌) و (زندگي‌ خصوصي‌ من‌) بازي‌ كرد. البته‌ از سوي‌ منتقدين‌ مورد انتقاد قرار گرفت‌. كيانو هدفي‌ استوار داشت‌ و از انتقادات‌ نمي‌هراسيد، بلكه‌ در جهت‌ رفع‌ ايرادهاي‌ كار خود و تقويت‌ قدرت‌ هنرپيشگي‌ برآمد... همين‌ اراده‌ او را بازيگر فيلم‌ (سرعت‌) در سال‌ 1994 كرد، فيلمي‌ كه‌ براي‌ او مشهوريت‌ به‌ ارمغان‌ آورد. او براي‌ اولين‌ بار در فيلم‌ اكشن‌ قدم‌ مي‌گذاشت‌ اما به‌ خوبي‌ درخشيد. او در كنار (ساندرا بولاك‌) در فيلم‌ سرعت‌ ايفاي‌ نقش‌ كرد.
بازي‌ در فيلم‌ (دفاع‌ از شيطان‌) در سال‌ 1997 نيز براي‌ وي‌ دستمزدي‌ حدود 8 ميليون‌ دلار درپي‌ داشت‌. او با بازي‌ در فيلم‌ معروف‌ (ماتريكس‌) در سال‌ 1999 غوغايي‌ بر پا كرد و ده‌ ميليون‌ دلار دستمزد گرفت‌...البته‌ در سال‌ 2003 (انقلاب‌ ماتريكس‌) را هم‌ بازي‌ كرد و حدود 16 ميليون‌ دلار دستمزد گرفت‌. كيانو از اينكه‌ در چنين‌ فيلم‌هاي‌ اكشن‌ و هيجاني‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد، لذت‌ مي‌برد...
(كيانو) درهمان‌ سال‌ با پدرش‌ ملاقاتي‌ داشت‌، پدر او به‌ جرم‌ حمل‌ هروئين‌ در چمدانش‌ در فرودگاه‌ (هيلو) دستگير شده‌ بود و ده‌ سال‌ به‌ زندان‌ افتاد. كيانو پدرش‌ را به‌ خاطر رفتارهاي‌ غير قانوني‌ و بي‌توجهي‌ به‌ زندگي‌اش‌ دوست‌ نداشت‌ و هميشه‌ از وي‌ دوري‌ مي‌كرد و به‌ مادرش‌ نيز علاقه‌ چنداني‌ نشان‌ نمي‌داد. زيرا مادر هر چند سال‌ يكبار ازدواج‌ تازه‌اي‌ مي‌كرد و به‌ فكر كيانو و وضعيت‌ زندگي‌ او نبود.
در 31 ژانويه‌ 2005 اثرپاي‌ كيانو در پياده‌ روي‌ مشاهير هاليوود حك‌ شد ولقب‌ ستاره‌ گرفت‌. ستاره‌ وي‌ در قسمتي‌ از پياده‌ رو نصب‌ شد، كه‌ قسمتي‌ از فيلم‌ سرعت‌ در آنجا فيلمبرداري‌ شده‌ بود.


ازدواج‌ كيانو
ازدواج‌ كيانو در دسامبر سال‌ 1999 (ريوز) با دختري‌ به‌ نام‌ (جنيفر سيم‌) كه‌ هنر پيشه‌ هاليوود بود ازدواج‌ كرد و صاحب‌ دختري‌ به‌ نام‌ (ايو آرچر) شدند.
آنها كه‌ ازدواجشان‌ تنها در يك‌ كليسا و خيلي‌ خصوصي‌ برگزار شد به‌ اين‌ تصميم‌ شدند تا يك‌ ازدواج‌ با مهمان‌هاي‌ زياد برگزار كنند، اما در آوريل‌ 2001 جنيفر در يك‌ سانحه‌ تصادف‌ فوت‌ كرد و ريوز دچار افسردگي‌ شد. ريوز سپس‌ با (كري‌ آن‌) هنر پيشه‌ فيلم‌ (ماتريكس‌) نامزد شد. اما اين‌ نامزدي‌ به‌ سرعت‌ پايان‌ يافت‌.

كوتاه‌ از زندگي‌ ريوز
ريوز با وجود درآمد بالايي‌ كه‌ دارد، خانه‌ به‌ دوش‌ است‌ و درهتل‌ زندگي‌ مي‌كند، او مي‌گويد: نمي‌خواهم‌ در قيد و بند خانه‌ خود باشم‌ و دوست‌ دارم‌ هر چند روز يكبار در هتلي‌ اقامت‌ داشته‌ باشم‌. او مدتي‌ در (بورلي‌ هيلز) لس‌آنجلس‌ و مدتي‌ نيز در حومه‌ لس‌آنجلس‌ زندگي‌ كرده‌ است‌. البته‌ يك‌ آپارتمان‌ بسيار بزرگ‌ و شيك‌ و مجلل‌ در نيويورك‌ دارد ولي‌ در آنجا زندگي‌ نمي‌كند.

ريوز مدتي‌ رو به‌ دين‌ بودا آورد و در اين‌ دين‌ به‌ تحقيق‌ وتفحص‌ پرداخت‌. ريوز علاقه‌ زيادي‌ به‌ بازي‌ شطرنج‌، موتور سواري‌، اسكي‌ روي‌ يخ‌ و تنيس‌ روي‌ ميز دارد...
ريوز چپ‌ دست‌ است‌، اما با دست‌ راستش‌ گيتار مي‌نوازد. در مورد او مي‌گويند: حساب‌ بانكي‌اش‌ 50 ميليون‌ دلار است‌. او درباره‌ پول‌ و درآمدش‌ مي‌گويد، من‌ اهميتي‌ به‌ ماديات‌ نمي‌دهم‌، درواقع‌ پول‌ خود را براي‌ آيندگان‌ خود گذاشته‌ام‌ در حالي‌ كه‌ خودم‌ در آن‌ زمان‌ نخواهم‌ بود.

فيلمهاي‌ ريوز
ريوز به‌ همراه‌ ساندرا بولاك‌ درفيلم‌ (دوجادوگر) ايفاي‌ نقش‌ كرد.
- فيلمهاي‌ نوامبر شيرين‌ و قدم‌ زني‌ بر روي‌ ابرها از جمله‌ فيلمهاي‌ پرفروش‌ ريوز محسوب‌ مي‌شوند.
- فيلم‌ نگهبان‌ شب‌ و وکیل مدافع‌ شيطان‌، همچنين‌ كنستانتين‌ نيز از بهترين‌ فيلمهاي‌ او مي‌باشد.
- قرار بود در فيلم‌ ماتريكس‌، ويل‌ اسميت‌ نقش‌ آفريني‌ كند، اما ريوز جاي‌ او را گرفت‌.
ويل‌ اسميت‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: اين‌ نقشي‌ است‌ كه‌ كيانوريوز در ايفاي‌ آن‌ كاملا موفق‌ بود... زمانيكه‌ فيلم‌ را ديدم‌ و بازي‌ او را نگاه‌ كردم‌، متوجه‌ شدم‌، اگر من‌ جاي‌ او بودم‌ شايد نمي‌توانستم‌ به‌ خوبي‌او بازي‌ كنم‌... اما كيانوريوز از عهده‌اش‌ به‌ خوبي‌برآمد و فيلم‌ را به‌ اوج‌ رساند.

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/13 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
عشق و ازدواج انسان با روبات در سال 2050

 

يك محقق هوش مصنوعي چنين پيش بيني كرده است كه علم روباتيك در سالهاي آتي چنان پيشرفت خواهد كرد كه از سال 2050، املنها با روباتها ازدواج خواهند كرد.

به گفته ديويد لوي David Levy يك محقق بريتانيايي هوش مصنوعي، روباتها با امكان برقرار كردن گفتگوي هوشمندانه، ابراز احساسات و پاسخدهي به احساسات و عواطف انسانها- تا جايي شبيه به انسان خواهند شد كه بيشتر به يك نژاد جديد انسان ميمانند.

برای خواندن دنباله متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

منبع : HUPAA

ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط شیلا  در تاريخ 87/02/11 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
منو مديريت

      

  پیغام مدیر :
دو بخش جدید به موضوعات مطالب وبلاگ اضافه شده است. بیوگرافی و شعر. در قسمت اول بیوگرافی شخصیت هایی را که دوست دارم براتون مینویسم و در قسمت دوم اشعار انگلیسی موزیک های مورد علاقه ام.امیدوارم شما هم به اندازه من لذت ببرید.بیوگرافی هر کسی هم خواستید در قسمت نظرات اعلام کنید تا قرار بدم. مرسی.


لوگوی وبلاگ


جستجو



آرشيو

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آرشيو

 

لوگوی دوستان

گالري قالب وبلاگ

جای لوگو دوستان



 

ترجمه قالب

گالري قالب وبلاگ

All Rights Reserved 2006 © http://shilajahanbin.blogfa.com .:. Template Rendition by GHALEBKADEH